زين الدين محمود واصفى
256
بدايع الوقايع ( فارسى )
به زانو درآمد و به عرض رسانيد كه : فلان نيمان از براى ملازمان اسپى نياز فرستاده و استدعا نموده كه سه طبل باز « 1 » يكى از براى عبيد اللّه خان و يكى از براى كيلدى محمد سلطان كه پسر سيونج خواجه خان است و يكى از براى صدر وى كه شيخ العالم شيخ نام دارد نقاشى شده و بر دور هريك غزلى مىبايد ؛ اگر عنايت نموده خود لطف نمايند يا اين خدمت را به بعضى از شعرا كه در ملازمت ايشانند حكم فرمايند حاكمند . حضرت خواجه دوات و قلم و قطعهاى كاغذ پيش اين كمينه فرستادند و فرمودند كه « 2 » اينجامه به قامت شما آمده است . به حكم المأمور معذور ، به آن غزلها ( 45 a ) اشتغال نموده شد . هنوز مجلس انعقاد نيافته بود كه هرسه غزل به اتمام رسيد « 3 » . غزل طبل باز عبيد اللّه خان اين است : تا ترا بر دست حشمت باز دولت گشت رام * طبل بازت آورد از مهر چرخ نيلفام گشت عنقاى فلك صيد عقاب حشمتت * ناخنش از ماه نو خون از شفق بين وقت شام از سر دست غضب شنقار قهرت چون پرد * بر پرد ارواح اعداى تو چون خيل حمام از محيط قدر تو مرغابيان خيل ملك * كز صداى طبل بازت كرده بر گردون مقام جز اديم مهر گردون درخور اين طبل نيست * پوشش اين گردد از ميخ زر انجم تمام باز عدلت هرزمان گيرد هماى دولتى * باد يا رب بر همين منوال الى يوم القيام
--> ( 1 ) - T : اوج طبل باز نام ( 2 ) - T : كه ، مصرع ( 3 ) - P : رسيده شد